دومینوی مقاومت
دین و سیاست
این اتفاق یعنی شكلگیری یك بلوك ضدهژمون كه عرضهكننده ایدئولوژی بدیل باشد و به معارضه با نظام سلطه مستقر برخیزد، در سال 1979 با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به طلایهداری امام خمینی(ره) رخ داد و آثار شگرفی را در نظام جهانی برجای نهاد. انقلاب اسلامی ایران با اتكال به نیروی لایزال الهی و نیز به یمن زعامت مدبرانه حضرت امام و پشتیبانی عظیم تودههای انسانی، ادبیات نوینی را وارد نظام بینالملل نمود و اعجاب و حیرت سیاستمداران و اندیشمندان جهانی را برانگیخت.
نهضت امام هرگز ماهیتی ساكن، ایستا و مُضیّق نداشت و ابداً در حدود قلمرو جغرافیایی ایران نمیگنجید بلكه بسیار پویا و پرشتاب در فراسوی مرزهای موطن خود حركت میكرد. امام با افق و دیدی ژرف و جهانشمول نه فقط جامعه سیاسی ایران كه سراسر ملتهای جهان را هدف قرار داد و با ورودی مقتدرانه به عرصه روابط بینالملل و ایجاد یك سنگر مقاومت ایدئولوژیك، به رویارویی با عظیمترین كانونهای قدرت و ثروت جهانی پرداخت. چنین شد كه در محیطی كاملاً سكولار كه مقدّرات همه كشورها در دو اردوگاه لیبرال سرمایهداری غربی و كمونیسم شرقی رقم میخورد، انقلابی مردمی از پیوند دین و سیاست شكل گرفت كه نه سر در دامان غرب داشت و نه دل در گرو شرق و علیرغم اتخاذ موضعی خصمانه در مقابل ابرقدرتهای استكباری جهان، توانست در طول سه دهه راه خود را از میان انبوه موانع، فشارها و تحریمها بگشاید و به اهداف بلندی در عرصههای منطقهای و بینالمللی دست یابد.

امروز بر هیچكس پوشیده نیست كه نظام سیاسیِ برخاسته از انقلاب اسلامی ایران، جلودار ایستادگی در برابر سیاستهای استكباری و سلطهطلبانه ابرقدرتهای جهانی و بزرگترین حامی اعتقادی جنبشهای مقاومت در خاورمیانه محسوب میشود. راهبرد مقاومتی كه امام خمینی با الگوگیری از مرام سیاسی شیعه در ایران به اجرا درآورد، بسیار مورد توجه ملتهای منطقه قرار گرفت و بهانهای برای آغاز حركتهای مشابه با مقیاس كوچكتر گردید. بیتردید بارزترین نمونه این اثرپذیریها، شكلگیری مقاومت اسلامی حزبالله در لبنان بود كه توانست به پیروزیهای حیرتانگیزی دست یابد و ارتش افسانهای اسرائیل را كه همواره در مواجهات نظامی بر اعراب چیره گشته بود، دو بار در سالهای 2000 و 2006 به زانو درآورد و بساط تجاوزگری صهیونیستها را از جنوب لبنان برچیند. اكنون نیز حزبالله لبنان، كنشگری قدرتمند و ذینفوذ در معادلات لبنان و خاورمیانه قلمداد میشود.
در صورتی كه ایران گامی به پس نهد، یك فرایند دومینوییِ برگشتناپذیر در سركوب جنبشهای مقاومت خصوصاً در خاورمیانه آغاز خواهد شد كه به تخلیه پتانسیل انقلابیِ ضدهژمونیك خواهد انجامید.مشاهده پیگیری سیاستهای استكبارستیز از سوی ایران طی سه دهه گذشته و پایداری رهبران جمهوری اسلامی علیرغم حجم عظیم فشارها، تحریمها، تهدیدها و توطئههای براندازنده، سبب شده است تا بسیاری از دولتها و ملتهای جهان خصوصاً در آسیا، آفریقا و آمریكای لاتین، ایران را تنها سنگر مقاومتِ باقیمانده در برابر امپریالیسم نظام سلطه پنداشته و به وجود آن دلگرم باشند.
به نظر میرسد كه اكنون رابطه جمهوری اسلامی ایران با سایر جنبشها و حركتهای مقاومتِ استكبارستیز، حكم بازی دومینو را پیدا كرده است كه در آن هزاران قطعه را به صورت زنجیره علّی ـ معلولی در امتداد هم میچینند و سپس با وارد آمدن اولین تلنگر به قطعه نخست، تمامی قطعهها به تبع آن و با برخورد متوالی به یكدیگر فرو میریزند. امروز قاطبه تحلیلگران و سیاستسازان در غرب بدین اجماع رسیدهاند كه جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم جبهه ایستادگی در برابر هژمونی ایالات متحده قرار دارد و الهامبخش ملل آزادیخواه است.

رهبر انقلاب در همین زمینه میگویند: «حركت جمهورى اسلامى و ملت ایران موجب شد كه احساسات اسلامى در هر گوشه دنیا بیدار شود؛ در آسیا، در آفریقا و حتى در اروپا مسلمانان با نام اسلام احساسات اسلامى خودشان را سرِ دست گیرند و مبارزهاى را به نحوى شروع كنند.»1 لذا اگر بتوان به نحوی مقاومت ایران را در هم شكست، برمبنای قاعده بازی دومینو لاجرم سایر گروههای مبارز كه در پناه انقلاب اسلامی سنگر گرفتهاند نیز سر تعظیم فرود خواهند آورد و پتانسیل مقاومت در مناطقی مانند لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، یمن و دیگر نواحی از بین خواهد رفت. اما اتفاقات و حوادث اخیر در خاورمیانه، بهخصوص در مصر و تونس نشان میدهد كه دومینوی مقاومت بهسرعت در حال پیشرفت است. موج بیداری اسلامی در جهان اسلام به حدی گسترش یافته كه دیگر نمیتوان بهسادگی از آن گذشت.
تضعیف و یا تسلیم شدن ایران موجب میشود كه قدرتهای بزرگ، مشكلی برای خاموش نمودن صداهای مخالف نداشته باشند. به عبارت دیگر در صورتی كه ایران گامی به پس نهد، یك فرایند دومینوییِ برگشتناپذیر در سركوب جنبشهای مقاومت خصوصاً در خاورمیانه آغاز خواهد شد كه به تخلیه پتانسیل انقلابیِ ضدهژمونیك خواهد انجامید. به همین خاطر است كه جمهوری اسلامی ایران علیرغم متحمل شدن هزینهها و فشارهای بسیار در موضوعات گوناگون بینالمللی، حاضر به عقبنشینی و امتیازدهی به بلوك غرب نیست و مقابله با امپریالیسم نظام سلطه را همواره در صدر راهبردهای سیاست خارجی خود قرار میدهد. توجه به این ملاحظه ایدئولوژیك میتواند راهنمای خوبی در فهم رفتارهای ایران به عنوان یك كنشگر مهم بینالمللی باشد.
1. بیانات در خطبههای نماز جمعه 1376/10/26
منبع:www.khamenei.ir
لازمه نواندیشی علمی چیست؟
كیفیت علوم انسانی در كشور ما و محتوای آن، یكی از دغدغههای مستمر رهبر معظم انقلاب در چند سال گذشته محسوب میشود؛ اگرچه رهبر حكیم انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاه در شهریورماه سال گذشته، به پذیرش حدود دو میلیون دانشجوی علوم انسانى بدون انجام كار بومى و تحقیقات اسلامى به صراحت انتقاد كردند و گفتند: «استاد مبرزى كه معتقد به جهانبینى اسلامى باشد و بخواهد جامعهشناسى یا روانشناسى یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم كه این همه دانشجو براى این رشتهها میگیریم؟» اما نقطهی آغاز این آسیبشناسی در این زمان نبود، بلكه یكی از مشهورترین انتقادات ایشان به این رویه، در جمع دانشجویان دانشگاه امیركبیر در اردیبهشت ماه 1379 بود.
شكستن قالبهای دُگم
ایشان در آن دیدار تحجر و جزمگرایی را یك بلا قلمداد كردند و راه مقابله با آن را در دانشگاهها ایجاد فرهنگ نواندیشی و اجتهاد علمی معرفی كرده و «جهاد علمی» را وارد ادبیات دانشجویی كردند. در آن سخنان ایشان با تأكید بر ضرورت مجاهدت و تلاش بیوقفه برای تقویت بنیهی علمی كشور و با یادآوری آنكه بدون تحقق این هدف، كشور در همهی زمینهها عقب میماند و مقابله با قدرتهای زورگوی جهانی نیز بهطور كامل امكانپذیر نخواهد بود، خاطر نشان كردند: «علم را باید از همه فرا گرفت اما لازم است با استفاده از روشهای مناسب، از حالت مصرفكنندهی صرف فرآوردههای علمی بیگانگان خارج شد و نوعی خودآگاهی جمعی در قبال فرهنگ تحكمآمیز غربی در محیطهای علمی به وجود آورد.» همچنین ایشان وجود ذائقه و تفكر ترجمهای و فرهنگ استفادهی مستمر از فرآوردههای كهنهی علمی را مصیبتی بزرگ برشمردند و انتظار اصلی را از دانشگاهها شكستن قالبهای دُگم و منفعلانه و نیز یك جنبش نرمافزاری همهجانبه و عمیق در كشور با نوآوریهای علمی ترسیم نمودند.
اینك این نوآوریها در برخی از شاخههای علوم تجربی به ثمر نشسته است؛ آنچه كه قوت ایران در علوم هستهای، سلولهای بنیادین، نانوتكنولوژی و ... شهره گشته است. اما علوم انسانی از این مسیر جا مانده است. شاید از همین رو شاهد تصریح اخیر رهبری هستیم كه آنچه میتواند موقعیت علم را در ایران افتخارآمیز كند، چرخهی تولید كامل علمی است.
قطعاً یكی از اصلیترین تأمینكنندگان قدرت علمی برای نواندیشی مبتنی بر متون اسلامی، متخصصان حوزوی هستند كه میتوانند از معارف رسیده از ائمهی طاهرین(ع) مبانی علوم را استخراج نمایند.
هشدارهای رهبری در خصوص ترجمهای نیاندیشیدن در علوم انسانی، حتی بعد از رخنمون شدن آثار یك دهه بیتوجهی به آن نیز همچنان مهجور است. هرچند آیتالله خامنهای با تأكید مضاعفی در سخنان خویش بدان میپردازند و بسیاری نیز در كلام به آن اهتمام ورزیدهاند. تا آنجا كه یكی از اساتید شاخص منتقد لیبرالیزم تصریح میكرد كه تنها دو كتاب علمی در نقد مبانی لیبرالیزم (كه بن مایه بسیاری از علوم انسانی قرار گرفته است) در كشور تألیف شده است.
داشتن قدرت و جرأت علمی
باید پرسید عدم تمهید كدام زیرساختها مانع اجراییشدن این منویات است؟ ایشان ده سال پیش در جمع دانشجویان دانشگاه امیركبیر كه افقنمایی كشور را در صورت ادامهی رویهی فعلی در خود داشت و بخشی از آن را در سال گذشته شاهد بودیم، دو شرط را لازمهی نواندیشی علمی قلمداد كردند كه به نظر میرسد این دو شرط در حد كافی مهیا نگردیده است: قدرت و جرأت علمی. قطعاً یكی از اصلیترین تأمینكنندگان قدرت علمی برای نواندیشی مبتنی بر متون اسلامی، متخصصان حوزوی هستند كه میتوانند از معارف رسیده از ائمهی طاهرین(ع) مبانی علوم را استخراج نمایند. آنچنان كه در دیدار اخیر خود با نخبگان جوان علمی نیز بر نقش عمدهی محصولات علمی دانشبنیان در چشمانداز تأكید نمودند و خطاب به اساتید تصریح كردند كه اگر در زمینهی علوم انسانی حرف نویی داشته باشند، همچون دانشمندان مؤسسهی رویان اعتماد رهبری در خدمت آنهاست.
اما تأمین جرأت لازم برعهدهی چه دستگاههایی است؟ بیشك بخشی از آن برعهدهی رسانهها است تا با یادآوری مصادیق مربوطه، روح امید و جرأت لازم را در میان محققان پدید آورند و رسانهی ملی به فراخور مخاطب گستردهتر و امكانات وسیعتر برای فرهنگسازی، نقش خطیرتری در این خصوص برعهده دارد. آنچه مسلم است نمونههای الهامبخش كاملی نیز در اسلام وجود دارد كه میتوان از آنها برای فرهنگسازی بهره گرفت و با یادآوری منابع غنی نهفته در آموزههای ائمهی طاهرین(ع) كه در رسانههای ما كمتر از آنها بهره گرفته شده است، روح امید و جرأت را در اندیشمندان كشورمان دمید.
تبلیغات
